دل من

دل من خرمن آتش زده ایست

که از آن مانده فقط آتش و دود

دانائی


دردناکی سرنوشت ادیپوس از دانائیست. دانائی سرچشمه ی گناه و رنج است.


ص 10 - افسانه های تبار - نوشته ی سوفکلس - ترجمه شاهرخ مسکوب - چاپ چهارم 1385


But there's a side to youAnnotate
That I never knew, never knew

که هرگز نیامیخت کین با خرد

به دانش نیاید سر جنگجوی

بیابد به جنگ اندرون آبروی

سر مرد جنگی خرد نسپرد

که هرگز نیامیخت کین با خرد

بازگشت

دلم از مرگ بی زار است
که مرگ اهرمن خو آدمی خوار است
ولی، آن دم که ز اندوهان روانِ زندگی تار است
ولی، آن دم که نیکی و بدی را گاه پیکار است
فرو رفتن به کام مرگ شیرین است
همان بایستهٔ آزادگی این است

پاسخ دوستان - 2

این متن پیام گونش جان دوست عزیز هست که چون توش سوال مطرح شده بود قسمت سوالاشو اینجا برای استفاده دوستان می ذارم و جواب خودم رو:

سلام !
تبريك مي گم !
مطلب خيلي مهمي نوشتيد . ممنون

دو تا سوال هم داشتم.

در كتاب تاريخ ادبيات ايران نوشته ي دكتر تفضلي اسم و مشخصات خيلي از كتيبه ها اومده . حفظ كردنشون واقعا سخته . از اين ها تو كنكور سوال مي دند؟

باز هم در كتاب تاريخ زبان فارسي نوشته دكتر ابوالقاسمي دستور زبان و لغات و خط زبان هاي باستاني هست . اونا رو هم دقيق بايد ياد بگيريم؟

و حالا پاسخ:

سلام دوست عزیز گونش جان
ممنون از تبریکت
در مورد پاسخ سوالات باید بگم که بله تمام اسم و مشخصات کتیبه های کتاب دکتر تفضلی مهمند و امکانش هست که توی کنکور بیاد. در مورد نوشته های باستانی در کتاب دکتر ابوالقاسمی نیازی نیست که شما دستور زبان و لغات و خطوط باستانی رو برای کنکور حفظ کنید. بلکه در همین حد که مثلا بدونید در زبان اوستایی چند شمار و جنس و حالت وجود داره و ... کفایت می کنه و متون باستانی رو هم من شخصا توصیه می کنم که از روی ترجمه فارسیشون که زیرش نوشته یه دور بخونین و به ذهن بسپارین چون مثلا سابقه داشته که از متن اون قطعه مانوی سوال اومده توی کنکور.
در پایان برای شما و بقیه دوستان آرزوی موفقیت می کنم

آموزش خط میخی - 5

در ادامه جستار چهارم به باقیمانده ترجمه كتيبه داريوش كبير بر دامنه كوه الوند مي پردازيم :

 

 

  

سطر يازدهم
; f r m a t a r m ; a d m ;  
  fa ra m a t a ra m   a da m    
سطر دوازدهم
d a r y v u S ; x S a y Z i  
d a ra ya va u sh   kha sh a ya s i  
سطر سيزدهم
y ; v z r k ; x S A Y Z I Y ;
ya   va za ra ka   kha sh a ya s i ya  
سطر چهاردهم
x S a y Z i y a n a m ; X S  
kha sh a ya s i y a n a m   kha sh  
سطر پانزدهم
a y Z i y ; d h y u n a m ; p
a ya s i ya   da ha ya u n a m   pa
سطر شانزدهم
R u z n a n a m ; x S a y Z  
ro u za n a n a m   kha sh a ya s  
سطر هفدهم
i y ; a h y a y a ; b u M i y
i ya   a ha y a y a   b u mi i ya
سطر هجدهم
a ; v z r k a y a ; Q u r i y
a   va za ra k a y a   do u r i ya
سطر نوزدهم
; a p i y ; V i S t a s p h y
  a pa i y   v i sh t a s pa ha y
سطر بيستم
a ; p u ; h x a m n i S i y
a   p u sra   ha kh a ma na i sh i ya

 

   adam        darayavaush        khashayasiya       vazaraka

 بزرگ                       شاه                           داريوش             من ( هستم )

 

 

 khashayasiya     khashayasiyanam       khashayasiya      dahayaunam

 سرزمين ( با )                     شاه                            شاهان                             شاه         

    

parozananam         khashayasiya          ahayaya   

   دراين ( زمين )                   شاه                        مردم گوناگون

 

  douriya  apaiy           vishtaspahaya        pusra          hakhamanashiya 

  هخامنشي  ( م)                پسر                     ويشتاسپ                  خيلي          دور   

  

ترجمه کتيبه به فارسي به نقل از   « راهنماي زبان هاي باستاني ، جلد اول ،  دکتر ابوالقاسمي »

خداي بزرگ [ است ] اهوره مزداه ، که اين بوم را داد ( آفريد ) ، که آن آسمان را داد ، که مردم را داد ، که شادي داد مردم را ، که داريوش را شاه کرد ، يک شاه ازبسياري ، يک فرمانروا از بسياري . من داريوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه کشورهايي با مردم گونه گون ، شاه در اين بوم بزرگ دراز و پهن ، پسر گشتاسب ، هخامنشي [ ام ] .

ترجمه کتيبه به فارسي به نقل از   « فرمانهاي شاهنشاهان هخامنشي ، رلف نارمن شارپ »

خداي بزرگ [ است ] اهورمزدا ، که اين زمين را آفريد ، که آن آسمان را آفريد ، که مردم را آفريد ،  که شادي ( براي ) مردم ( آفريد ) ، که داريوش را شاه کرد ، يک شاه ازبسياري ، يک فرماندار از بسياري .  من ( هستم ) داريوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه کشورهايي داراي همه گونه مردم ، شاه در اين سرزمين دور و دراز ، پسر ويشتاسپ ، هخامنشي .

 

در جستار ششم به ياري اهورامزدا  مي پردازيم به هزاروش يا علامات نموداري ( Ideogrammes ) كه هركدام يك اختصار از يك كلمه بوده اند كه براي كلمات خيلي مهم مانند اهورامزدا -  خدا -   كشور  و ...  به منظور صرفه جويي در جاييكه كتيبه محدوديت جا داشته به كار ميرفته است.

پاسخ دوستان - 1

سلام به الدوز جان و محمد جان و بقیه دوستانی که در مورد نحوه درس خوندن پرسیده بودن.
نحوه ی درس خوندن من اینجوری بود که تمام اون کتابهایی رو که در اینتر نت به عنوان منابع اصلی ازشون اسم برده شده تهیه کردم و خوندمشون اما مثلا در مورد کتاب های زبان فارسی مثل خانلری و ابوالقاسمی نیازی نیست که فصول مربوط به فارسی نوین رو بخونین و همون باستان و میانه که توی آزمون میاد کافیه. توی تاریخ که کتاب های گیرشمن و فرآی مهمترند ولی ار کتاب کریستین سن هم توی منابع فرعی اومده سوال میاد و کتاب شیرین و جذاب و در عین حال مهمیه. برای اساطیر هم که کتاب هینلز خیلی مهمه و کتاب خانم آموزگار هم می شه گفت که خلاصه و مرتب شده ی اساطیر زرتشتیه. آهان یادم اومد کتاب خانم بویس هم خیلی مهمه.
اینارو خوندم و تست های سالهای قبلو زدم و بعد دوباره کتابارو خوندم و تازه متوجه شدم که از چه نکاتی که در حین خوندن توجه نکرده بودم توی ارشد سوال میاد!!!(آخه من ذهنم ریاضی فیزیکی بود چون تاحالا فنی و مهندسی بودم!!! به اینجوری خوندن عادت نداشتم!) بنابر این دور دوم رو با نکته برداری می خوندم. دور سوم رو هم که چند روز قبل از آزمون بود نکته ها رو مرور می کردم که خیلی کمک کرد چون بعضی ها رو فراموش کرده بودم. البته بهتره که شما اطلاعات عمومی تاریخی و زرتشتی تونم بالا باشه!
آهان نکته مهم زبان انگلیسیه که به نظر من باید خیلی روش کار کنین چون واقعا توی رتبه موثره! من خودم اشتباهم این بود که نسبت بهش بی توجهی کردم!!! باید به این نکته توجه کنین که آزمون زبان ارشد ازن رشته چون یکی از رشته های شاخه ادبیات و علوم انسانیه خیلی سخت تر و مفهومی تر از آزموم شبان رشته های فنی و مهندسیه! به عنوان مثال 15 تا سوال زبان تخصصی رشته مکانیک که 3 تا پسج خیلی طولانیه سوالاش در حد جای گذاریه و اصلا مفهومی نیست و همینطور ارشد عمران و برق و ... یعنی یه دایره لغت متوسط توی ارشد راحت زبانو بالا می زنه اما برای زبان این رشته بیشتر باید کار کنین. ضمن اینکه همون خوندن دقیق درسهام کمک میکنه چون در سالهای گذشته پیش اومده که مثلا متن های زبان تخصصی ارشد از کتاب هینلز انتخاب شده بود! و اگه شما اونو دقیق توی ذهنتون داشتین خیلی کمک می کرد!
در پایان برای همه آرزوی موفقیت دارم.

نتیجه نهایی ارشد

الان نتیجه نهایی ارشدمو توی سایت سازمان سنجش دیدم.

کد رشته قبولي : 1733

عنوان رشته امتحاني قبولي و نام دانشگاه : فرهنگ وزبانهاي باستاني -دانشگاه تهران

البته شبانه هستش. انتخاب سومم بود و پیش از این روزانه دانشگاه تهران و پژوهشگاه رو انتخاب کرده بودم. و بعدش شبانه علامه که ترم بهمن بود. شهرستان هم نزده بودم.

مطالب به زعم من خنده آور!!!

در مدتی که مشغول خوندن واسه ارشد بودم به نکاتی بر می خوردم که ذاتا خنده دار بودند یا بر اثر ترجمه و قرار گرفتن در کنار مطالب دیگر خنده دار به نظر می رسیدند و من هم که خوش خنده!!! شدیدا تحت تاثیر قرار می گرفتم :D و هنوز هم خوندنشون برام خنده آوره! بنابر این تعدادی ازشونو اینجا می نویسم:

 

1) ایران از اغاز تا اسلام - گیرشمن  - رومن - صص 97 98

خودکشی دهندگان!!!!!!!

... سابقا در زمان سلطنت سارگن II، اورارتو نخستین مملکتی بود که متحمل آسیب کیمریان شد. با وجود آنکه ایشان عقب رانده شدند، معهذا بدان کشور چندان خرابی وارد آوردند که پادشاه آنان روسای I انتحار کرد.... این اقوام متناوبا برای غارت نواحی آسیای صغیر حرکت می کردند، همینها بودند که به پادشاهی فریژیان خاتمه دادند و در نتیجه پادشاه قوم اخیر(میداس) انتحار کرد...

عجب چیزی بودن این کیمریا!!!!

 

2) همان - ص 107

خنجر از پشت!!!

... موضوعات جاری در هنر سوری-ختی متعلق به قرن هشتم یا هفتم ق.م نیز در اشیا مورد بحث دیده می شود، مثلا شکارگری که تیرش به بز کوهی اصابت می کند و جانور مذکور با وضعی تعجب آور سرش را به سوی حمله کننده بر می گرداند...

و لابد بهش می گه بروتوس تو هم؟!؟!؟!؟!؟!؟ 

 

3) ایران در زمان ساسانیان - کریستین سن - آرتور - ص 200

خدایان سرخوش!!!

... در این عذاب عام، که 1468 سال دوام می یابد، تمام ذرات نور که استخراج آن از ماده ممکن باشد، بیرون کشیده می شوند. قسمت کوچکی از نور الی الابد در ماده اسیر می ماند، اما این حال موجب کدورت خدایان نخواهد شد، زیرا که طبیعت آنان با غم سازش ندارد و جز بهجت و سرور چیزی ادراک نمی کنند...

چه خدایان خوش و خرم و خجسته ای اصلا غم حس نمی کنن!!! 

 

4) همان - ص 143

جبابره ی علاف!!!

... نظامی عروضی در چهار مقاله گوید: پیش از این در میان ملوک عصر و جبابره ی روزگار پیش چون پیشدادیان و کیان و اکاسره و خلفا رسمی بوده است که مفاخرت و مبارزت به عدل و فضل کردندی و هر رسولی که فرستادند از حکم و رموز و لغز مسایل با او همراه کردندی و در این حالت پادشاه محتاج شدی به ارباب عقل و تمیز و اصحاب رای و تدبیر و چند مجلس در آن نشستندی و برخاستندی، تا آنگاه که آن جواب ها بر یک وجه قرار گرفتی و آن لغز و رموز ظاهر و هویدا شدی...

عجب بیکارایی بودن این جبابره و ملوک روزگار پیشین!!!