دل من
که از آن مانده فقط آتش و دود
که از آن مانده فقط آتش و دود
دردناکی سرنوشت ادیپوس از دانائیست. دانائی سرچشمه ی گناه و رنج است.
ص 10 - افسانه های تبار - نوشته ی سوفکلس - ترجمه شاهرخ مسکوب - چاپ چهارم 1385
بیابد به جنگ اندرون آبروی
سر مرد جنگی خرد نسپرد
که هرگز نیامیخت کین با خرد
سلام !
تبريك
مي گم !
مطلب خيلي مهمي نوشتيد . ممنون
دو تا سوال هم داشتم.
در
كتاب تاريخ ادبيات ايران نوشته ي دكتر تفضلي
اسم و مشخصات خيلي از كتيبه ها اومده . حفظ كردنشون واقعا سخته . از اين ها
تو كنكور سوال مي دند؟
باز هم در كتاب تاريخ زبان فارسي نوشته دكتر
ابوالقاسمي دستور زبان و لغات و خط زبان هاي باستاني هست . اونا رو هم
دقيق بايد ياد بگيريم؟
و حالا پاسخ:
سلام دوست عزیز گونش جان
| سطر يازدهم | ||||||||||||||
| ; | f | r | m | a | t | a | r | m | ; | a | d | m | ; | |
| fa | ra | m | a | t | a | ra | m | a | da | m | ||||
| سطر دوازدهم | ||||||||||||||
| d | a | r | y | v | u | S | ; | x | S | a | y | Z | i | |
| d | a | ra | ya | va | u | sh | kha | sh | a | ya | s | i | ||
| سطر سيزدهم | ||||||||||||||
| y | ; | v | z | r | k | ; | x | S | A | Y | Z | I | Y | ; |
| ya | va | za | ra | ka | kha | sh | a | ya | s | i | ya | |||
| سطر چهاردهم | ||||||||||||||
| x | S | a | y | Z | i | y | a | n | a | m | ; | X | S | |
| kha | sh | a | ya | s | i | y | a | n | a | m | kha | sh | ||
| سطر پانزدهم | ||||||||||||||
| a | y | Z | i | y | ; | d | h | y | u | n | a | m | ; | p |
| a | ya | s | i | ya | da | ha | ya | u | n | a | m | pa | ||
| سطر شانزدهم | ||||||||||||||
| R | u | z | n | a | n | a | m | ; | x | S | a | y | Z | |
| ro | u | za | n | a | n | a | m | kha | sh | a | ya | s | ||
| سطر هفدهم | ||||||||||||||
| i | y | ; | a | h | y | a | y | a | ; | b | u | M | i | y |
| i | ya | a | ha | y | a | y | a | b | u | mi | i | ya | ||
| سطر هجدهم | ||||||||||||||
| a | ; | v | z | r | k | a | y | a | ; | Q | u | r | i | y |
| a | va | za | ra | k | a | y | a | do | u | r | i | ya | ||
| سطر نوزدهم | ||||||||||||||
| ; | a | p | i | y | ; | V | i | S | t | a | s | p | h | y |
| a | pa | i | y | v | i | sh | t | a | s | pa | ha | y | ||
| سطر بيستم | ||||||||||||||
| a | ; | p | u |
|
; | h | x | a | m | n | i | S | i | y |
| a | p | u | sra | ha | kh | a | ma | na | i | sh | i | ya | ||
adam darayavaush khashayasiya vazaraka
بزرگ شاه داريوش من ( هستم )
khashayasiya khashayasiyanam khashayasiya dahayaunam
سرزمين ( با ) شاه شاهان شاه
parozananam khashayasiya ahayaya
دراين ( زمين ) شاه مردم گوناگون
douriya apaiy vishtaspahaya pusra hakhamanashiya
هخامنشي ( م) پسر ويشتاسپ خيلي دور
ترجمه کتيبه به فارسي به نقل از « راهنماي زبان هاي باستاني ، جلد اول ، دکتر ابوالقاسمي »
خداي بزرگ [ است ] اهوره مزداه ، که اين بوم را داد ( آفريد ) ، که آن آسمان را داد ، که مردم را داد ، که شادي داد مردم را ، که داريوش را شاه کرد ، يک شاه ازبسياري ، يک فرمانروا از بسياري . من داريوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه کشورهايي با مردم گونه گون ، شاه در اين بوم بزرگ دراز و پهن ، پسر گشتاسب ، هخامنشي [ ام ] .
ترجمه کتيبه به فارسي به نقل از « فرمانهاي شاهنشاهان هخامنشي ، رلف نارمن شارپ »
خداي بزرگ [ است ] اهورمزدا ، که اين زمين را آفريد ، که آن آسمان را آفريد ، که مردم را آفريد ، که شادي ( براي ) مردم ( آفريد ) ، که داريوش را شاه کرد ، يک شاه ازبسياري ، يک فرماندار از بسياري . من ( هستم ) داريوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه کشورهايي داراي همه گونه مردم ، شاه در اين سرزمين دور و دراز ، پسر ويشتاسپ ، هخامنشي .
در جستار ششم به ياري اهورامزدا مي پردازيم به هزاروش يا علامات نموداري ( Ideogrammes ) كه هركدام يك اختصار از يك كلمه بوده اند كه براي كلمات خيلي مهم مانند اهورامزدا - خدا - كشور و ... به منظور صرفه جويي در جاييكه كتيبه محدوديت جا داشته به كار ميرفته است.
کد رشته قبولي : 1733
عنوان رشته امتحاني قبولي و نام دانشگاه : فرهنگ وزبانهاي باستاني -دانشگاه تهران
البته شبانه هستش. انتخاب سومم بود و پیش از این روزانه دانشگاه تهران و پژوهشگاه رو انتخاب کرده بودم. و بعدش شبانه علامه که ترم بهمن بود. شهرستان هم نزده بودم.
در مدتی که مشغول خوندن واسه ارشد بودم به نکاتی بر می خوردم که ذاتا خنده دار بودند یا بر اثر ترجمه و قرار گرفتن در کنار مطالب دیگر خنده دار به نظر می رسیدند و من هم که خوش خنده!!! شدیدا تحت تاثیر قرار می گرفتم :D و هنوز هم خوندنشون برام خنده آوره! بنابر این تعدادی ازشونو اینجا می نویسم:
1) ایران از اغاز تا اسلام - گیرشمن - رومن - صص 97 98
خودکشی دهندگان!!!!!!!
... سابقا در زمان سلطنت سارگن II، اورارتو نخستین مملکتی بود که متحمل آسیب کیمریان شد. با وجود آنکه ایشان عقب رانده شدند، معهذا بدان کشور چندان خرابی وارد آوردند که پادشاه آنان روسای I انتحار کرد.... این اقوام متناوبا برای غارت نواحی آسیای صغیر حرکت می کردند، همینها بودند که به پادشاهی فریژیان خاتمه دادند و در نتیجه پادشاه قوم اخیر(میداس) انتحار کرد...
عجب چیزی بودن این کیمریا!!!!
2) همان - ص 107
خنجر از پشت!!!
... موضوعات جاری در هنر سوری-ختی متعلق به قرن هشتم یا هفتم ق.م نیز در اشیا مورد بحث دیده می شود، مثلا شکارگری که تیرش به بز کوهی اصابت می کند و جانور مذکور با وضعی تعجب آور سرش را به سوی حمله کننده بر می گرداند...
و لابد بهش می گه بروتوس تو هم؟!؟!؟!؟!؟!؟
3) ایران در زمان ساسانیان - کریستین سن - آرتور - ص 200
خدایان سرخوش!!!
... در این عذاب عام، که 1468 سال دوام می یابد، تمام ذرات نور که استخراج آن از ماده ممکن باشد، بیرون کشیده می شوند. قسمت کوچکی از نور الی الابد در ماده اسیر می ماند، اما این حال موجب کدورت خدایان نخواهد شد، زیرا که طبیعت آنان با غم سازش ندارد و جز بهجت و سرور چیزی ادراک نمی کنند...
چه خدایان خوش و خرم و خجسته ای اصلا غم حس نمی کنن!!!
4) همان - ص 143
جبابره ی علاف!!!
... نظامی عروضی در چهار مقاله گوید: پیش از این در میان ملوک عصر و جبابره ی روزگار پیش چون پیشدادیان و کیان و اکاسره و خلفا رسمی بوده است که مفاخرت و مبارزت به عدل و فضل کردندی و هر رسولی که فرستادند از حکم و رموز و لغز مسایل با او همراه کردندی و در این حالت پادشاه محتاج شدی به ارباب عقل و تمیز و اصحاب رای و تدبیر و چند مجلس در آن نشستندی و برخاستندی، تا آنگاه که آن جواب ها بر یک وجه قرار گرفتی و آن لغز و رموز ظاهر و هویدا شدی...
عجب بیکارایی بودن این جبابره و ملوک روزگار پیشین!!!