X
تبلیغات
دانشجوی رشته فرهنگ و زبان های باستانی

دانشجوی رشته فرهنگ و زبان های باستانی

زبان های باستانی تاریخ باستان شناسی ادیان باستانی

که هرگز نیامیخت کین با خرد

به دانش نیاید سر جنگجوی

بیابد به جنگ اندرون آبروی

سر مرد جنگی خرد نسپرد

که هرگز نیامیخت کین با خرد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1391ساعت 12:35  توسط لبخند  | 

بازگشت

دلم از مرگ بی زار است
که مرگ اهرمن خو آدمی خوار است
ولی، آن دم که ز اندوهان روانِ زندگی تار است
ولی، آن دم که نیکی و بدی را گاه پیکار است
فرو رفتن به کام مرگ شیرین است
همان بایستهٔ آزادگی این است
+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1391ساعت 12:23  توسط لبخند  | 

پاسخ دوستان - 2

این متن پیام گونش جان دوست عزیز هست که چون توش سوال مطرح شده بود قسمت سوالاشو اینجا برای استفاده دوستان می ذارم و جواب خودم رو:

سلام !
تبريك مي گم !
مطلب خيلي مهمي نوشتيد . ممنون

دو تا سوال هم داشتم.

در كتاب تاريخ ادبيات ايران نوشته ي دكتر تفضلي اسم و مشخصات خيلي از كتيبه ها اومده . حفظ كردنشون واقعا سخته . از اين ها تو كنكور سوال مي دند؟

باز هم در كتاب تاريخ زبان فارسي نوشته دكتر ابوالقاسمي دستور زبان و لغات و خط زبان هاي باستاني هست . اونا رو هم دقيق بايد ياد بگيريم؟

و حالا پاسخ:

سلام دوست عزیز گونش جان
ممنون از تبریکت
در مورد پاسخ سوالات باید بگم که بله تمام اسم و مشخصات کتیبه های کتاب دکتر تفضلی مهمند و امکانش هست که توی کنکور بیاد. در مورد نوشته های باستانی در کتاب دکتر ابوالقاسمی نیازی نیست که شما دستور زبان و لغات و خطوط باستانی رو برای کنکور حفظ کنید. بلکه در همین حد که مثلا بدونید در زبان اوستایی چند شمار و جنس و حالت وجود داره و ... کفایت می کنه و متون باستانی رو هم من شخصا توصیه می کنم که از روی ترجمه فارسیشون که زیرش نوشته یه دور بخونین و به ذهن بسپارین چون مثلا سابقه داشته که از متن اون قطعه مانوی سوال اومده توی کنکور.
در پایان برای شما و بقیه دوستان آرزوی موفقیت می کنم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 2:26  توسط لبخند  | 

آموزش خط میخی - 5

در ادامه جستار چهارم به باقیمانده ترجمه كتيبه داريوش كبير بر دامنه كوه الوند مي پردازيم :

 

 

  

سطر يازدهم
; f r m a t a r m ; a d m ;  
  fa ra m a t a ra m   a da m    
سطر دوازدهم
d a r y v u S ; x S a y Z i  
d a ra ya va u sh   kha sh a ya s i  
سطر سيزدهم
y ; v z r k ; x S A Y Z I Y ;
ya   va za ra ka   kha sh a ya s i ya  
سطر چهاردهم
x S a y Z i y a n a m ; X S  
kha sh a ya s i y a n a m   kha sh  
سطر پانزدهم
a y Z i y ; d h y u n a m ; p
a ya s i ya   da ha ya u n a m   pa
سطر شانزدهم
R u z n a n a m ; x S a y Z  
ro u za n a n a m   kha sh a ya s  
سطر هفدهم
i y ; a h y a y a ; b u M i y
i ya   a ha y a y a   b u mi i ya
سطر هجدهم
a ; v z r k a y a ; Q u r i y
a   va za ra k a y a   do u r i ya
سطر نوزدهم
; a p i y ; V i S t a s p h y
  a pa i y   v i sh t a s pa ha y
سطر بيستم
a ; p u ; h x a m n i S i y
a   p u sra   ha kh a ma na i sh i ya

 

   adam        darayavaush        khashayasiya       vazaraka

 بزرگ                       شاه                           داريوش             من ( هستم )

 

 

 khashayasiya     khashayasiyanam       khashayasiya      dahayaunam

 سرزمين ( با )                     شاه                            شاهان                             شاه         

    

parozananam         khashayasiya          ahayaya   

   دراين ( زمين )                   شاه                        مردم گوناگون

 

  douriya  apaiy           vishtaspahaya        pusra          hakhamanashiya 

  هخامنشي  ( م)                پسر                     ويشتاسپ                  خيلي          دور   

  

ترجمه کتيبه به فارسي به نقل از   « راهنماي زبان هاي باستاني ، جلد اول ،  دکتر ابوالقاسمي »

خداي بزرگ [ است ] اهوره مزداه ، که اين بوم را داد ( آفريد ) ، که آن آسمان را داد ، که مردم را داد ، که شادي داد مردم را ، که داريوش را شاه کرد ، يک شاه ازبسياري ، يک فرمانروا از بسياري . من داريوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه کشورهايي با مردم گونه گون ، شاه در اين بوم بزرگ دراز و پهن ، پسر گشتاسب ، هخامنشي [ ام ] .

ترجمه کتيبه به فارسي به نقل از   « فرمانهاي شاهنشاهان هخامنشي ، رلف نارمن شارپ »

خداي بزرگ [ است ] اهورمزدا ، که اين زمين را آفريد ، که آن آسمان را آفريد ، که مردم را آفريد ،  که شادي ( براي ) مردم ( آفريد ) ، که داريوش را شاه کرد ، يک شاه ازبسياري ، يک فرماندار از بسياري .  من ( هستم ) داريوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه کشورهايي داراي همه گونه مردم ، شاه در اين سرزمين دور و دراز ، پسر ويشتاسپ ، هخامنشي .

 

در جستار ششم به ياري اهورامزدا  مي پردازيم به هزاروش يا علامات نموداري ( Ideogrammes ) كه هركدام يك اختصار از يك كلمه بوده اند كه براي كلمات خيلي مهم مانند اهورامزدا -  خدا -   كشور  و ...  به منظور صرفه جويي در جاييكه كتيبه محدوديت جا داشته به كار ميرفته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 2:19  توسط لبخند  | 

پاسخ دوستان - 1

سلام به الدوز جان و محمد جان و بقیه دوستانی که در مورد نحوه درس خوندن پرسیده بودن.
نحوه ی درس خوندن من اینجوری بود که تمام اون کتابهایی رو که در اینتر نت به عنوان منابع اصلی ازشون اسم برده شده تهیه کردم و خوندمشون اما مثلا در مورد کتاب های زبان فارسی مثل خانلری و ابوالقاسمی نیازی نیست که فصول مربوط به فارسی نوین رو بخونین و همون باستان و میانه که توی آزمون میاد کافیه. توی تاریخ که کتاب های گیرشمن و فرآی مهمترند ولی ار کتاب کریستین سن هم توی منابع فرعی اومده سوال میاد و کتاب شیرین و جذاب و در عین حال مهمیه. برای اساطیر هم که کتاب هینلز خیلی مهمه و کتاب خانم آموزگار هم می شه گفت که خلاصه و مرتب شده ی اساطیر زرتشتیه. آهان یادم اومد کتاب خانم بویس هم خیلی مهمه.
اینارو خوندم و تست های سالهای قبلو زدم و بعد دوباره کتابارو خوندم و تازه متوجه شدم که از چه نکاتی که در حین خوندن توجه نکرده بودم توی ارشد سوال میاد!!!(آخه من ذهنم ریاضی فیزیکی بود چون تاحالا فنی و مهندسی بودم!!! به اینجوری خوندن عادت نداشتم!) بنابر این دور دوم رو با نکته برداری می خوندم. دور سوم رو هم که چند روز قبل از آزمون بود نکته ها رو مرور می کردم که خیلی کمک کرد چون بعضی ها رو فراموش کرده بودم. البته بهتره که شما اطلاعات عمومی تاریخی و زرتشتی تونم بالا باشه!
آهان نکته مهم زبان انگلیسیه که به نظر من باید خیلی روش کار کنین چون واقعا توی رتبه موثره! من خودم اشتباهم این بود که نسبت بهش بی توجهی کردم!!! باید به این نکته توجه کنین که آزمون زبان ارشد ازن رشته چون یکی از رشته های شاخه ادبیات و علوم انسانیه خیلی سخت تر و مفهومی تر از آزموم شبان رشته های فنی و مهندسیه! به عنوان مثال 15 تا سوال زبان تخصصی رشته مکانیک که 3 تا پسج خیلی طولانیه سوالاش در حد جای گذاریه و اصلا مفهومی نیست و همینطور ارشد عمران و برق و ... یعنی یه دایره لغت متوسط توی ارشد راحت زبانو بالا می زنه اما برای زبان این رشته بیشتر باید کار کنین. ضمن اینکه همون خوندن دقیق درسهام کمک میکنه چون در سالهای گذشته پیش اومده که مثلا متن های زبان تخصصی ارشد از کتاب هینلز انتخاب شده بود! و اگه شما اونو دقیق توی ذهنتون داشتین خیلی کمک می کرد!
در پایان برای همه آرزوی موفقیت دارم.
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 9:5  توسط لبخند  | 

نتیجه نهایی ارشد

الان نتیجه نهایی ارشدمو توی سایت سازمان سنجش دیدم.

کد رشته قبولي : 1733

عنوان رشته امتحاني قبولي و نام دانشگاه : فرهنگ وزبانهاي باستاني -دانشگاه تهران

البته شبانه هستش. انتخاب سومم بود و پیش از این روزانه دانشگاه تهران و پژوهشگاه رو انتخاب کرده بودم. و بعدش شبانه علامه که ترم بهمن بود. شهرستان هم نزده بودم.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 15:14  توسط لبخند  | 

مطالب به زعم من خنده آور!!!

در مدتی که مشغول خوندن واسه ارشد بودم به نکاتی بر می خوردم که ذاتا خنده دار بودند یا بر اثر ترجمه و قرار گرفتن در کنار مطالب دیگر خنده دار به نظر می رسیدند و من هم که خوش خنده!!! شدیدا تحت تاثیر قرار می گرفتم :D و هنوز هم خوندنشون برام خنده آوره! بنابر این تعدادی ازشونو اینجا می نویسم:

 

1) ایران از اغاز تا اسلام - گیرشمن  - رومن - صص 97 98

خودکشی دهندگان!!!!!!!

... سابقا در زمان سلطنت سارگن II، اورارتو نخستین مملکتی بود که متحمل آسیب کیمریان شد. با وجود آنکه ایشان عقب رانده شدند، معهذا بدان کشور چندان خرابی وارد آوردند که پادشاه آنان روسای I انتحار کرد.... این اقوام متناوبا برای غارت نواحی آسیای صغیر حرکت می کردند، همینها بودند که به پادشاهی فریژیان خاتمه دادند و در نتیجه پادشاه قوم اخیر(میداس) انتحار کرد...

عجب چیزی بودن این کیمریا!!!!

 

2) همان - ص 107

خنجر از پشت!!!

... موضوعات جاری در هنر سوری-ختی متعلق به قرن هشتم یا هفتم ق.م نیز در اشیا مورد بحث دیده می شود، مثلا شکارگری که تیرش به بز کوهی اصابت می کند و جانور مذکور با وضعی تعجب آور سرش را به سوی حمله کننده بر می گرداند...

و لابد بهش می گه بروتوس تو هم؟!؟!؟!؟!؟!؟ 

 

3) ایران در زمان ساسانیان - کریستین سن - آرتور - ص 200

خدایان سرخوش!!!

... در این عذاب عام، که 1468 سال دوام می یابد، تمام ذرات نور که استخراج آن از ماده ممکن باشد، بیرون کشیده می شوند. قسمت کوچکی از نور الی الابد در ماده اسیر می ماند، اما این حال موجب کدورت خدایان نخواهد شد، زیرا که طبیعت آنان با غم سازش ندارد و جز بهجت و سرور چیزی ادراک نمی کنند...

چه خدایان خوش و خرم و خجسته ای اصلا غم حس نمی کنن!!! 

 

4) همان - ص 143

جبابره ی علاف!!!

... نظامی عروضی در چهار مقاله گوید: پیش از این در میان ملوک عصر و جبابره ی روزگار پیش چون پیشدادیان و کیان و اکاسره و خلفا رسمی بوده است که مفاخرت و مبارزت به عدل و فضل کردندی و هر رسولی که فرستادند از حکم و رموز و لغز مسایل با او همراه کردندی و در این حالت پادشاه محتاج شدی به ارباب عقل و تمیز و اصحاب رای و تدبیر و چند مجلس در آن نشستندی و برخاستندی، تا آنگاه که آن جواب ها بر یک وجه قرار گرفتی و آن لغز و رموز ظاهر و هویدا شدی...

عجب بیکارایی بودن این جبابره و ملوک روزگار پیشین!!!

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 5:8  توسط لبخند  | 

آموزش خط میخی - 4

سنگ نبشته داريوش بزرگ بر دامنه كوه الوند

اين سنگ نبشته در چند كيلومتري غرب همدان در منطقه اي به نام عباس آباد در مسير نهاوند قرار دارد . سنگ نبشته ديگري  در سمت راست آن قرار دارد كه مربوط به خشايارشا پسر داريوش مي باشد . هر دو متن مانند يكديگر مي باشند و به سه خط پارسي باستان ، عيلامي و بابلي نوشته شده اند و ظاهرا" قبلا" درپوشي داشته اند كه جاي آن هنوز هم نمايان است . اين سنگ نبشته ها به گنج نامه معروف شده اند . ( من كه فكر مي كنم به دليل اينكه اين دو سنگ نبشته كليد رمز گشايي از گنجينه خطوط ميخي بوده به راستي استحقاق واژه  گنجنامه را دارد ) .

يك نكته : همانطور كه در ابتداي اين كتيبه مشاهده مي نماييد كلمه بَگ به معناي خدا آمده است و بگداد نام ولايتي در عهد ساسانيان بوده است به معناي خدا داد ، كه پس از تسخر اعراب به ( بغداد ) كه اكنون پايتخت عراق است تبديل شده .

 

كتيبه سمت چپ كه بالاتر است مربوط به داريوش كبير و سمت

 راستي مربوط به پسرش خشايارشا مي باشد

 

  

سطر اول
b g ; v z r k ; a u r m z d a
ba ga   va z ra ka   a u ra ma z d a
سطر دوم
; h y ; i m a m ; b u M i m ;
  ha ya   i m a m   b u me i m  
سطر سوم
a d a ; h y ; a v m ; a s m a
a d a   ha ya   a va m   a s m a
سطر چهارم
n m ; a d a ; h y ; m r t i y
na m   a d a   ha ya   ma ra ta i ya
سطر پنجم
m ; a d a ; h y ; S i y a t i
m   a d a   ha ya   sha i ya a ta i
سطر ششم
m ; a d a ; m r t i y h y a ;
m   a d a   ma ra ta i ya ha ya a  
سطر هفتم
h Y ; d a r y v u m ; x S a y
ha ya   d a ra ya va u m   kha sha a ya
سطر هشتم
Z i y m ; a K u n u S ; A I v
s i ya m   a k u na u sh   a i va
سطر نهم
m ; p R u n a m ; x S a y Z  
m   pa ro u n a m   kha sh a ya s  
سطر دهم
i y m ; a i v m ; p R u n a m
i ya m   a i va m   pa ro u n a m
سطر يازدهم
; f r m a t a r m ; a d m ;  
  fa ra m a t a ra m   a da m    
                             

 

 auramazda         vazraka         baga

خداي         بزرگ ( است )          اهورامزد

boomim             imam         haya

كه                  اين             بوم ( سرزمين )

asma            avam           haya           ada

(را) داد           كه                   آن              آسمان

          martia         haya           ada          nam

               را ( داد )            كه               مردم

shayati            haya           ada           m

             را ( داد )           كه                 شادي

martiyahaya            ada            m

            را ( داد )                مردم را

khashya      darayavaoom          haya

كه                 داريوش  ( را )               شاه

aiva            akoonavosh         siam

                        كرد                     يك ( از )

khashaya         paronam          m

                 بسياري                 شاه

paronam          aivam          siam

                  يك ( از )             بسياري

farmataram

 فرمانروا  ...          ادامه  در جستار پنجم....

 

ترجمه کتيبه به فارسي به نقل از   « راهنماي زبان هاي باستاني ، جلد اول ،  دکتر ابوالقاسمي »

خداي بزرگ [ است ] اهوره مزداه ، که اين بوم را داد ( آفريد ) ، که آن آسمان را داد ، که مردم را داد ، که شادي داد مردم را ، که داريوش را شاه کرد ، يک شاه ازبسياري ، يک فرمانروا از بسياري . من داريوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه کشورهايي با مردم گونه گون ، شاه در اين بوم بزرگ دراز و پهن ، پسر گشتاسب ، هخامنشي [ ام ] .

ترجمه کتيبه به فارسي به نقل از   « فرمانهاي شاهنشاهان هخامنشي ، رلف نارمن شارپ »

خداي بزرگ [ است ] اهورمزدا ، که اين زمين را آفريد ، که آن آسمان را آفريد ، که مردم را آفريد ،  که شادي ( براي ) مردم ( آفريد ) ، که داريوش را شاه کرد ، يک شاه ازبسياري ، يک فرماندار از بسياري .  من ( هستم ) داريوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه کشورهايي داراي همه گونه مردم ، شاه در اين سرزمين دور و دراز ، پسر ويشتاسپ ، هخامنشي .

(از پایگاهwww.yadeyar.ir)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 4:23  توسط لبخند  | 

آموزش خط میخی - 3

درس سوم

 

نحوه رمز گشایی خط میخی فارسی باستان

 

 

 

خط میخی فارسی باستان پس از انقراض دولت هخامنشی از رواج افتاد و خواندن آن فراموش شد؛ تا اینکه ، اخبار و گزارش هایی که جهانگردان و سیاحان اروپایی از اوایل قرن هفدهم میلادی به این سوی، به هنگام سیر و سیاحت در شرق و بازدید از ویرانه های تخت جمشید ، فراهم کرده بودند، توجه دانشمندان اروپایی را به آن جلب نمود. در قرن هجدهم میلادی ،چندین کتیبه به خط میخی فارسی باستان در اروپا منتشر شد ، از آن جمله است رونوشت کامل یکی از کتیبه های داریوش در تخت جمشید ( DPC ) که ، شاردن Chardin جهانگرد معروف فرانسوی ، در سال ۱۷۱۱ ، آن را منتشر کرد ؛ همچنین کتیبه ای از خشایارشا بر روی گلدانی از سنگ مرمر که کنت کایلوس Count Caylus ، در سال ۱۷۶۲ ، گزارشی درباره آن به محافل علمی آن روزگار ارائه نمود .
در سال ۱۷۶۵ ، کارستن نیبور Carsten Niebuhr رونوشتهای دقیقتری از کتیبه سه زبانی تخت جمشید تهیه کرد و پس از بازگشت از شیراز ، در سال ۱۷۷۸ ، به انتشار آن پرداخت . نیبور از بررسی این اسناد به خوبی دریافت که ، کتیبه ها از چپ به راست و به سه گونه نظام خطی کاملا متفاوت از هم نوشته شده اند . چند صباحی بعد ؛ در سال ۱۷۹۸ م ؛ اولاف گرهارد تیخسن Olav Gerhard Tychsen پی برد که این سه نظام خطی متفاوت در کتیبه ها ، در حقیقت ، مبین سه زبان مختلف هستند و نشانه میخ مانند موربی که در ساده ترین نوع این سه شیوه کتابت به طور منظم پس از چند علامت تکرار می شود ، ظاهرا نشانه مقسم کلمات بوده است . اما او ، به اشتباه ، این کتیبه ها را متعلق به دوره اشکانیان دانست . در سال ۱۸۰۲ م ؛ فردریش مونتر Friedrich Munter مستقل از تیخسن ، علامت واژه جداکن را در این کتیبه ها تشخیص داد و تصور کرد که ، گروهی از نشانه هایی که در این سنگ نبشته ها بیشتر از نشانه های دیگر تکرار می شود ، احتمالا بر مفهوم « شاه » و « شاه شاهان » دلالت می کند . او از روی برخی از قراین احتمال داد که کتیبهها متعلق به دوره هخامنشی هستند . علیرغم مساعی مستمر این دانشمندان و چند تن دیگر ، هنوز پیشرفت واقعی در گشودن رموز خط میخی فارسی باستان حاصل نشده بود ، تا اینکه گئورگ فردریش گروتفند Georg Friedrich Grotefend آلمانی ، در سال ۱۸۰۲ ، به این کار همت گماشت .
گروتفند کار خود را با تطبیق و مقابله دو کتیبه از تخت جمشید ( کتیبه های DPA و XPE ) شروع کرد و دیری نگذشت که به موفقیتی چشمگیر دست یافت . او نیز ، تصور کرد که کتیبه ها به سه شیوه خطی متفاوت نوشته شده اند ، میخ مورب در آنها علامت یا نشانه واژه جداکن است ؛ کتیبه ها به پادشاهان هخامنشی تعلق دارند و اساسا حاوی اسامی و القاب این پادشاهان اند ، و زبان ساده ترین نوع این نبشته ها – که در اصل به فارسی باستان بود - شبیه و همانند زبان اوستایی است . او همچنین ، احتمال داد که القاب و عناوین پادشاهان هخامنشی مشابه القاب پادشاهان ساسانی است و القاب پادشاهان اخیر در آن زمان ، توسط سیلوستر دوساسی Silvestre de sacy به این صورت معلوم شده بود : « X شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه ایران و انیران ، پسر Y شاه بزرگ »
پیش از ذکر جزئیات مربوط به نحوه کار گروتفند ، برای سهولت مقایسه ، آوانوشت دو کتیبه ای که اساس کار او در رمز گشایی خط میخی فارسی باستان بود ، در ذیل ارائه می شود :

 

گروتفند در حال بررسي و رمز گشايي دوكتيبه داريوش بزرگ و خشايارشا در گنجنامه همدان


▪ کتیبه خشایارشا XPa
▪ کتیبه داریوش DPa
▪ xsayArsA
▪ DArayavauS
▪ xSAya"iya vazarka
▪ xSAya"iya vazarka
▪ xSAya"iya xSAya"iyAnAm
▪ xSAya"iya xSAya"iyAnAm
▪ DArayavauS xSAya"iyahyA
▪ viStAspahyA
▪ Puca HaxAmaniSiya
▪ Puca HaxAmaniSiya
▪ (haya imAm tacaram akuanuS)
گروتفند به روشنی دریافت که در این دو کتیبه گروهی از نمادها عینا تکرار می شود و گروهی دیگر با هم تفاوت دارد . بنابراین ؛ نتیجه گرفت که کتیبه ها متعلق به دو پادشاه هستند ؛ گروهی از نشانه هایی که عینا یا با جزئی اختلاف تکرار می شود ، معرف کلمه « شاه » است و گروهی که با هم تفاوت دارد ، بر اسامی این دو شاه دلالت می کند . بر پایه این استدلال و نیز ، بر اساس الگوی یاد شده کتیبه های ساسانی ، او از این دو نبشته ، کتیبه دوم ، یعنی کتیبه خشایارشا را ، موقتا ، به صورت زیر ترجمه کرد :
« X شاه بزرگ ، شاه شاهان ، Y شاه را پسر ، هخامنشی »
ترجمه « Y شاه را پسر » بر اساس این تصور بود که واژه Y در سنگ نوشته اول ، نخستین کلمه ای بود که کتیبه با آن شروع می شد و به نظر می رسید نام پادشاهی باشد که کتیبه به نام او نوشته شده است ، اما همین نام در کتیبه دوم در جایگاهی پس از عنوان « شاه شاهان » با یک لاحقه اضافی به کار رفته بود . به همین دلیل ، او تصور کرد که این واژه از طریق همین لاحقه اضافی با واژه بعدی ، که مفهوم « پسر » داشت ، ارتباط یافته است . علاوه بر این ، گروتفند متوجه شد نامی که کتیبه اول با آن آغاز می شود ، در کتیبه دوم در جایگاه نام پدر « X شاه » قرار گرفته است . از سوی دیگر ، در کتیبه دوم پس از نام پدر کلمه شاه به کار رفته ، در حالی که در کتیبه اول پس از نام پدر ، این کلمه استعمال نشده بود . از این امر او نتیجه گرفت که ، این دو کتیبه متعلق به پدر و پسری است که هر دو شاه بودند ، اما پدربزرگ پسر، شاه نبود. بنابراین، او در فهرست شاهان هخامنشی که از روی منابع یونانی به دست آمده بود، به دنبال نام پدر و پسری گشت که دارای مشخصات فوق باشند. در میان پادشاهان هخامنشی، نام کوروش و کمبوجیه از یک سو، و نام داریوش و خشایارشا از دیگر سو، می توانست مشمول این احتمال باشد. از این اسامی، گروتفند نام کوروش و کمبوجیه را کنار گذاشت؛ چون تصور می کرد این دو نام باید با حروف یکسانی شروع شوند ، در حالی که اسامی مذکور در کتیبه ها با دو حرف مختلف شروع شده بودند. البته، در اینجا یک تصادف محض به یاری او شتافت؛ چون نام کوروش و کمبوجیه در خط فارسی باستان بنا به پاره ای از دلایل کتابتی با دو حرف مختلف شروع می شوند . به هر حال ، مجموع این دلایل گروتفند را به این عقیده رهنمون گشت که نویسنده کتیبه دوم باید خشایارشا باشد و نویسنده کتیبه اول پدرش، داریوش، که پدر او گشتاسب ( ویشتاسپ ) عنوان شاه نداشت . مرحله بعدی ، تعیین ارزش آوایی این علایم به عبارت دیگر تلفظ پارسی باستان این اسامی بود . در این مورد ، گروتفند به صورت این اسامی در متون متاخر ایرانی توجه کرد و ارزش آوایی کلمات مورد بحث را به صورت زیر مشخص نمود :
● گونه صحیح اسامی در کتیبه ها
▪ تلفظ پیش نهادی گروتفند
▪ V - i - s - T - a - S – p
▪ g-o-sch-t-a-s-p
▪ D - A - R - Y - V - U - s
▪ d-a-r-h-e-u-sch
▪ X - s - Y - A - R - S - A
▪ Kh-sch-h-a-r-sch-a
بدین ترتیب، گروتفند توانست ارزش آوایی ۱۵ نشانه از حروف خط میخی فارسی باستان را معین کند . البته، بعدها، معلوم شد که از این ۱۵ حرف ، فقط ارزش آوایی ۱۰ حرف صحیح بوده است . علاوه بر سه نام یاد شده، لغات « بزرگ » و « شاه » تنها کلماتی بودند که گرتفند به درستی آنها را تشخیص داد و بعدها، در سال ۱۸۱۵، نام کوروش را در کتیبه مرغاب CMA شناسایی کرد .
پس از تلاش های گروتفند ، به دنبال یک وقفه نسبتا طولانی ، در امر رمز گشایی، خط میخی فارسی باستان، دانشمندان دگرباره ، به این کار اهتمام ورزیدند . در سال ۱۸۲۶ م؛ راسموس راسک R. Rask دانمارکی در عبارت «شاه شاهان» لاحقه اضافی جمع را شناسایی کرد. در سال ۱۸۳۶ م؛ اوژن بورنوف O. Burnouf اوستا شناس فرانسوی توانست ارزش آوایی تعداد زیادی از حروف فارسی باستان را در یکی از کتیبه ها مشخص کند. او در سال ۱۸۳۹، پی برد که تعدادی از صامت های متصل به مصوت a را شناسایی کرد. او در سال ۱۸۳۹، پی برد که تعدادی از صامت ها فقط پیش از مصوت i و تعدادی دیگر پیش از مصوت u به کار می روند؛ در سال ۱۸۴۶، راولینسون H. Rawlinson و هینکس Hinks ؛ در سال ۱۸۴۷، اوپرت Oppert هر یک مستقل از دیگری دریافتند که این صامتها هر کدام یک مصوت i یا u به همراه دارند.
اوپرت همچنین، ساخت آواگروه های ai و au را در کتیبه های فارسی باستان روشن کرد و ، یادآوری نمود که صامت های غنه m و n در خط فارسی باستان پیش از واج های انسدادی به کتابت در نمی آیند. بدین تریتیب ، رمز خواندن خط میخی فارسی باستان گشوده شد و نهایتا، راه برای خواندن خطوط میخی دیگر و به تبع آن دستیابی به ادبیات غنی بین النهرین هموار گشت.

(از پایگاهwww.yadeyar.ir)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 1:15  توسط لبخند  | 

دانلود فونت خط میخی

برای دیدن نوشته های میخی این درس های آموزش خط میخی که گذاشتم نیاز به نصب فونت خط میخی هست که می توانید از آدرس زیر برای این کار استفاده کنید:

دانلود فونت خط میخی

ضمنا مرجع این دروس آموزش خط میخی پایگاه یاد یار است. با این آدرس www.yadeyar.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 4:51  توسط لبخند  |